أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
397
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
احمر منجنيقها ترتيب داده بود از اين كوهها سنگهائى كه به پارچههاى كهنه پيچيده شده و به روغن ملمع بودند على الاتصال نازل مىشد ، شاميان به رمى احجار آن قدر مداومت كردند كه سنگهايى كه به بيت شريف مىافتاد كسوهء مسعودهء بيت اللّه را پاره پاره نموده و به آن ابنيهء مباركه وهن طارى شده و حتى بعض سنگهاى آن متعاقب همديگر ساقط مىشد . يك روز كه هوا زياد سرد بود و باد شديدى هم مىوزيد يكى از اصحاب خيام كه چادر او در ميان ركن يمانى و باب صفا مركوز بود در چادر خود آتش افروخته و از آن آتش شرارهاى جسته و همان چادرها را سوزاند و از شرارهء آنها ستارهء كعبة اللّه نيز محترق گرديد ، از آتش و احتراق اين ستارهء شريفه حطيل و كمرههاى خشبى ديوارهاى بيت محترم سوخته بناى سعادت مبناى بيت اللّه در ميان آتش جهانسوز ماند . ابنيهء مقدّسهء بيت معظم كه آن وقت از طرف قريشيان ساخته شده بود قابل احتراق بود ؛ زيرا كه قريشيان بيت اللّه را تا سقف آن يك سنگ ديگر حطيل و خشب گذاشته و ساخته بودند ، در حالتى كه حطيل ديوارهاى بيت مكرم مىسوخت حجر الاسود نيز از محل خود درآمده بود . عبد اللّه بن زبير قدرى نقره اذابه كرده و خواست او را تشييد و محكم سازد ؛ ولى چون از تأثير آتش جوانب اربعهء آن سست شده و به گوشه ديوارى كه موضوع بود ضعف و انحطاط كلّى طارى شده بود ، لهذا امكان نپذيرفت به هريك از ديوارهاى بيت اللّه كه كبوتران مىنشستنهد از تأثير تماس پاهاى آنها سنگها خورد شده و مىريخت و اين معنى مايهء كدورت و انقلاب خاطر اهل ايمان مىگشت . آخر الامر قريشيان و بعضى از رجال بنو اميه نزد حصين بن نمير رفته و گفتند كه به واسطهء سنگهايى كه تو انداختهاى كعبة اللّه خراب و ويران گرديد . اگرچه حصين اينان را جوابهاى مخالف داد ، و ليكن چون آن روزها خبر فوت يزيد پليد رسيده بود محاصره و محاربه را ترك كرده و رفت . عبد اللّه بن زبير پس از اتمام امر محاربه اعيان و اكابر اهالى را احضار كرده و خرابى ابنيهء بيت اللّه را اظهار و آرزوى خود را تجديد آن تذكار نمود . پس از آنكه عبد اللّه بن زبير اين حديث شريف را نيز كه حضرت رسول فرمودهاند :